كلام اسلامي پيوند نزديكي دارد. او در ميان آثار متعددش كتابي هم در راهنمايي دانشجويان نوشت كه در گزارش مربوط به آموزش و پرورش ذكرش گذشت. ابن جماعه شاهد خوبي است براي تسهيلاتي كه علماي عصر و ملت او در سفر از شام به مصر يا برعكس داشتند، چون وي پس از ترك زادگاهش حماه، كارش را در دمشق، بيتالمقدس و قاهره دنبال كرد. نويري از كاتبان ديوان بود و كتابي دايرةالمعارفي و مفصل نوشت به نام
نهايةالارب فيفنون الادب. در اين عصر دايرةالمعارفهاي متعددي در قلمرو مماليك تأليف شد؛ بعداً فرصت خواهيم داشت تا دربارهٴ دو كتاب ديگري كه ابوالفدا و فضلالله العمري (شافعي) تأليف كردهاند گفتوگو كنيم. نويري و ادفوي اهل مصر عليا بودند. ادفوي بيشتر مورخ بود تا متكلم، گرچه آثاري هم در زمينهٴ الاهيات يا فقه نوشته است. ابن اللبودي شامي هم مورخ بود، ولي با گرايشهاي دايرةالمعارفي. او تفسيرهاي فقهي، رسالهاي صوفيانه و كتابي در خوابگزاري نوشت.
خوابگزاري مربوط به يكي از مقولات مهم سدههاي ميانه است كه طبقهبندي ظريفي دارد.
چشمپوشي از اصول تعبير خواب به عنوان خرافات محض، بسيارآسان ولي گمراه كننده است. در هستهٴ آن نظرياتي فلسفي و روانشناختي وجود داشت، كه عدم تشخيص محتواي مغلوطشان باعث ميگرديد هرگونه مطلب خيالي بتواند ظاهري موجّه بيابد. عليرغم همهٴ اين مطالب، اعتقاد به تعبير روٴيا بهصورت بخش جداييناپذيري از نگرش و فلسفهٴ شخص باقي ماند. بالاخره، علي سبكي مصري و پسرانش بهعنوان معلم كلام، قاضي و نويسنده شهرت يافتند.
گروه شافعي در نظر ما بسيار عادي آمد؛ ولي گروه حنبلي، كه از لحاظ اهميت مقام دوم را دارد، كاملاً شگفتيبرانگيز است. البته مذهب حنبلي تقريباً از مصر و شام رخت بربسته و اينك تنها در عربستان به صورتي جديد، يعني اخوت وهابي ديده ميشود. گرچه احمدابنحنبل (نهم ـ 1) بنيانگذار اين مذهب، خود شاگرد شافعي بود؛ ولي به زودي در ميان پيروانش گرايشهاي سَلَفي و پيرايشگري را رواج داد. در سدهٴ چهاردهم مذهب حنبلي در مصر و شام بسيار فعال بود و به خاطر شور و سرسختياش موجد دردسرهاي بسياري شد. رهبر بزرگ اين مذهب ابنتيميه بود، كه با صراحت و شور خويش پشتيباني دوستان سرسپرده و خشم دشمنان بسيارش را جلب كرد. فعالترين شاگرد او ابن قيمالجوزيه بود كه آرمانهاي حنبلي را در